15 فوریه 2020
فوریه 15, 2020

شاد ماندن کار سختی نیست

0 دیدگاه

شاد ماندن کار سختی نیست

شاید تصور کنید حرف زدن از شادی در وضعیت دشوار واقع بینانه نباشد ولی منظور ما از شادی این نیست که با عینک خوشبینی به دنیا نگاه کنید و حادثه ها و رویدادهای تلخی که در اطرافتان رخ ميدهد را نادیده بگیرید.


ما تصمیم داریم در این پرونده با استفاده از محتوای یک منبع علمی به شما کمک کنیم تا حتی در شرایط سخت، شادی بیشتری در زندگی حس کنید؛ کاری که بسياري از مردم در ديگر نقاط دنیا برغم کمبودها و مشکلات انجام می‌دهند .

اشخاص با خلق و خوی ارام و متعادل نسبت به افردی که حد بالایی از شادی موقتی را تجربه ميکنند ، سلامت روانی بالاتری دارند، چون مانند تمام احساساتی که تجربه می کنیم شادی دروغین هم هر مقدار به اوج برسد به همان مقدار، افت ميکند و حال بدتری را تجربه خواهیم کرد.

از سوی ديگر معمولاً زمانی که از اشخاص مختلف در مورد این که چه چیزی به زندگی شان ارزش ميدهد سوال می کنیم، به ندرت حرفی در مورد خلق وخو و احساسات خویش ميزنند . آدم ها معمولاً به چیزهایی استناد ميکنند که ماهیت شان را می سازد؛ چیزهایی مانند شغل یا رابطه شان! از سوی ديگر همین یافته های علمی نشان ميدهد درصورتی که بی اندازه روی تلاش براي شادی بیش تر و تجربه ی همیشگی احساس خوب تمرکز کنید، توانایی تان براي داشتن حس خوب ضعيف تر ميشود ، پس از این اتفاق، هیچ مقدار حس خوب شما را راضی نمی کند.

از سوی ديگر آنچه شما انتظار دارید یعنی همان« شادی همیشگی» به لحاظ فیزیکی هم براي اکثر اشخاص مقدور نیست.

پژوهشگران مقوله ای به نام« تردمیل هدونیک» دارند؛ بر اساس آن همه ما به سختي کار می کنیم تا به اهداف خویش دست پیدا کنیم، برای این که فرضمان بر این است که این هدف میتواند ما را شادمان و خوشبخت کند.

متأسفانه بعد از دست پیدا کردن به آن هدف، خيلي زود دوباره به وضعیت گذشته برمی گردیم و دوباره هدفی ديگر براي خودمان معلوم می کنیم تا ما را به شادی حقیقی برساند.

ولی زندگی و طرزفکر ما باید چطور باشد که یک خوش‌حالی را واقعا بپذیریم و شاد بمانیم؟ شاید از نظر تکاملی بتوان اینگونه گفت:نارضایتی از زمان حال و رویاپردازی در خصوص آينده مسایلی هستند که مدام ما را با انگيزه نگه می دارند، در حالی که که خاطره های خوب قبل هم این اطمینان را به ما ميدهد احساساتی که بدنبال آن هستیم ممکن است به دست بیاید.

سعادت ابدی میتواند تمایل ما براي تکمیل کارها را از بین ببرد.

این مسئله نباید سبب نومیدی شود، بلکه دقیقا برعکس:فهمیدن این که شادی وجود دارد و آنرا کسی فرض کنیم که هیچوقت زیاد نمی ماند، میتواند به ما کمک کند که هنگامی که شاد هستیم بیش تر قدر آنرا بدانیم.

بعلاوه، درک این حقیقت که نمی توان در همه قسمت های زندگی شادی را تجربه کرد هم کمک ميکند تا در مواجهه با شادی، آنرا بهتر درک کنیم و قدرش را بیش تر بدانیم.

شادی ثروتمند بودن یا به دست آوردن هر چیزی که می خواهیم، نیست. شادی، مقصد نهایی نیست. پس واقعا شادی چیست؟