گیمر ایرانی؛ بازنده پیش از آغاز بازی

جهان بازیهای ویدئویی در آستانه یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ خود ایستاده است. نسخه ششم بازی محبوب و جریانساز «جیتیای» (GTA ۶) به زودی روانه بازار جهانی میشود تا مرزهای سرگرمی دیجیتال را جابهجا کند. اما برای ما، پشت این هیجان جهانی، یک تناقض دردناک و نسبتاً مضحک پنهان شده است؛ این شاهکار تازه در حالی از راه میرسد که هنوز بسیاری از گیمرها و کاربران ایرانی به دلیل محدودیتهای مالی و ساختاری، حتی نتوانستهاند نسخه قبلی آن را به درستی و با استانداردهای معمولی تجربه کنند.
این وضعیت، مشت نمونه خروار از نگاه حاکم بر صنعت-فرهنگی است که در دنیا چندصد میلیارد دلار ارزش دارد، اما در فضای رسانهای و مدیریتی ما همچنان به عنوان یک پدیده فانتزی، گذرا یا کودکانه به حاشیه رانده میشود. حقیقت این است که کاربران ایرانی برای داشتن یک حق دسترسی ساده به این دنیای مدرن، باید از مسیری چنان پر پیچ و خم عبور کنند که تفریح و سرگرمی را برای آنها به یک شکنجه بدل کرده است.
نخستین سد این مسیر، خرید بازی است. داشتن بازی اورجینال برای کنسولهای نسل جدید مانند پلیاستیشن ۵، با توجه به سقوط ارزش پول ملی و تحریمها، به یک تصمیم بزرگ اقتصادی و خرید یک کالای لوکس تبدیل شده است. در این ماراتن نابرابر، کاربر ایرانی ناچار است با هزار سختی و از راههای غیررسمی و پرریسک، به خرید اکانتهای اشتراکی یا نسخههای کپی روی بیاورد تا شاید سهمی از این دنیای جذاب داشته باشد.
اما درست در همین نقطه، شتاب سرسامآور تکنولوژی جهانی، به راحتی راههای گریز را مسدود میکند. امروز غولهای فناوری با تکیه بر سیستمهای امنیتی پیشرفته و هوش مصنوعی، به سرعت کنسولهای کپیخور شده را شناسایی و اصطلاحاً «بن» میکنند؛ اتفاقی که به قیمت نابودی کامل یک سختافزار گرانقیمت تمام میشود تا بار دیگر ثابت کند سرعت ما در دور زدن محدودیتها، هیچگاه به گرد پای توسعه فناوریهای مدرن نمیرسد.
رنج گیمر ایرانی به همینجا ختم نمیشود؛ امروز روح صنعت گیم در اتمسفر بازیهای چندنفره و آنلاین دمیده شده است. دقیقاً همانجایی که کاربر ایرانی پیش از ورود به زمین، بازنده اعلام میشود. اتصال به سرورها حالا شبیه به یک آرزوی دستنیافتنی است. گیمر ایرانی میان دو لبه یک قیچی قرار گرفته است؛ از یک سو تحریمهای بینالمللی درهای شبکههای جهانی را به رویش میبندند و از سوی دیگر، سیاستهای انقباضی اینترنت در داخل و فیلترینگ گسترده، لایه جدیدی از انسداد را ایجاد میکند. نتیجه این میشود که گیمر برای ورود به یک بازی ساده، باید ساعتها از وقت و انرژی خود را صرف تست کردن ابزارهای مختلف عبور از محدودیت کند و در نهایت هم با دیواری از خطاهای ارتباطی مواجه شود.
حتی اگر با چنگ و دندان تمام این موانع را پشت سر بگذارد و وارد جریان بازی آنلاین شود، با تیر خلاص شبکه یعنی پینگ نجومی و نوسانات شدید روبهرو میشود. در بازیهای آنلاین رقابتی که صدم ثانیهها مرز میان برد و باخت را تعیین میکنند، پینگ بالا عملاً امکان رقابت عادلانه را سلب میکند. گیمر ایرانی به جای اینکه حواسش به استراتژی و مهارت خودش باشد، باید با تاخیرهای آزاردهنده روبهرو شود. این دیگر سرگرمی نیست؛ در عمل برابر با فرسایش روحی است.
ای کاش سیاستگذاران حوزه ارتباطات و فرهنگ، نگاه خود را به جامعه چند میلیونی گیمرهای کشور تغییر دهند. نادیده گرفتن این صنعت و بیتفاوتی نسبت به اختلالات شدید اینترنت، تنها به سرخوردگی نسلی منجر میشود که همین الان هم خود را در انزوا از دهکده جهانی اینترنت میبیند، نسلی که میتوانست همچون میلیونها انسان دیگر در جهان، بدون دغدغههای فرساینده مالی، تکنولوژیک و ارتباطی، سهمی عادلانه و معمولی از دنیای مدرن سرگرمی داشته باشد.
*روزنامهنگار
۲۲۷۳۲۳




